محمد امین همدانی، تهیهکننده حوزه انیمیشن که به عنوان یکی از اعضای هیات ارزیابی بخش (نمونه اولیه)MVP و رسانه در رویداد سرمایهگذاری پویانمایی کاشان حضور داشته است در گفتوگو با ستاد برگزاری این رویداد درباره حضورهای پیشین خود در پیچینگهای بینالمللی گفت: باید بگویم که تا امروز در پیچینگهای بینالمللی حضورهای متعددی داشتهام؛ حتی در برخی موارد برای پروژههایی که متعلق به خودمان نبوده نیز این کار را انجام دادهایم. خاطرم هست در یکی از پیچینگهایی که در روسیه برگزار میشد، یکی از گروههای ایرانی قصد ارائه پروژه خود را داشتند، اما مترجم آنها، به دلایلی، در جلسه حاضر نشده بود. این دوستان از من درخواست کردند که در فاصلهای حدود پانزده دقیقه پیش از زمان پیچینگ، توضیحاتی درباره پروژه به من ارائه دهند تا در جریان کلی آن قرار بگیرم و بهجای آنها ارائه را انجام دهم.
او ادامه داد: البته برای پروژههای خودمان نیز بارها در پیچینگهای مختلف شرکت کردهایم. بههرحال، هر منطقهای اقتضائات و ویژگیهای خاص خود را دارد. من نیز به دلیل فعالیت بیشتر در حوزه روسیه و کشورهای عربی، در این دو منطقه حضور پررنگتری داشتهام؛ برخی از این تجربهها منجر به موفقیت شدهاند و برخی خیر. واقعیت این است که احتمال موفقیت در فرآیند پیچینگ، بهطور کلی، چندان بالا نیست، اما نمونههای موفق نیز وجود داشته است. برای مثال، ما توانستیم از «Russian Cinema Foundation» تأمین مالی دریافت کنیم.
این تهیهکننده درباره نقش تهیهکنندگان بخش خصوصی در تولید MVP عنوان کرد: طبیعتاً بخش خصوصی امروز شناخت کافی نسبت به تولید انیمیشن، ریسکهای آن، بازار هدف و بازگشت سرمایه ندارد. به همین دلیل، طبیعی است که این بخش با احتیاط و تردید وارد این حوزه شود و ما نیز حق داریم که این نگرانی را برای بخش خصوصی قائل باشیم. یکی از گامهای بسیار مهم در این مسیر، تلاش برای ساخت پایلوت و MVP است تا ابعاد، اندازه و اسکیل پروژه برای هر دو طرف، یعنی تولیدکننده و سرمایهگذار، ملموستر شود.
او افزود: این اقدام همچنین منجر به ایجاد یک شاخص مشخص میشود که بر اساس آن میتوان فرآیند تولید را متناسبسازی کرده و پروژه را به شکلی هدفمندتر پیش برد تا احتمال موفقیت افزایش یابد.
تهیهکننده انیمیشن «پسر دلفینی» درباره این که رویداد سرمایهگذاری ملی تا چه اندازه میتواند بر بازار بینالمللی انیمیشن ایران تأثیرگذار باشد، توضیح داد: من معتقدم که انیمیشن ایران تا حدی دچار یک «سندروم» بوده و آن این است که سفارشدهندگان عمدتاً نهادهای دولتی و حاکمیتی بودهاند و معمولاً این آثار صرفاً برای مصرف داخلی همان نهادها تولید میشد و این اتفاق الزاماً آثار تولید شده سفارشی را وارد بازار نمیکرد.
او ادامه داد: اکنون با فرآیندی که در حال طراحی و اجراست، بازار نقش اول را ایفا خواهد کرد. در نتیجه، اگر این پروژهها بخواهند در پیچینگهای بینالمللی حضور پیدا کنند یا وارد مرحله تولید و سپس فروش و بازاریابی شوند، طبیعتاً پارامترهای بازار را از پیش در فرآیند پیچینگ تجربه کردهاند. زیرا بازار را بهعنوان یک بازار اقتصادی و واقعی دیدهاند، نه صرفاً بازاری محدود به مصرف داخلی و سازمانی. از این منظر، این روند میتواند نقطه شروع بسیار خوبی باشد تا پروژهها به نتایج بینالمللی نیز دست پیدا کنند.
تهیهکننده انیمیشن «سفینه نجات» با اشاره به اینکه معیارهای متعددی برای ارزیابی آثار رویداد سرمایهگذاری پویانمایی کوتاه داشته است، بیان کرد: در اولین قدم برای من، سابقه تیم تولید و تهیهکنندگی اهمیت بسیار زیادی دارد. همچنین نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است، میزان ریسکی بوده که یک تهیهکننده میتواند شخصاً بپذیرد و بهطور عملی وارد سرمایهگذاری، ضمانت و شراکت در پروژه شود.
او افزود: علاوه بر این، میزان ایمان و اعتقاد تهیهکننده به پروژهای که قصد تولید آن را دارد و اینکه تا چه حد برای موفقیت آن میجنگد، یکی از عوامل بسیار مهم در ارزیابی است. این موارد را میتوان از نحوه ارائه، میزان تلاشی که صورت گرفته، ایدههایی که برای پروژه وجود دارد و نگاه کلی تهیهکننده به مسیر پیشرو، بهخوبی ارزیابی کرد.
همدانی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان انیمیشن کوتاه، وبسری و بهویژه MVP و انیمیشن کوتاه را با مخاطب عام و بخش خصوصی آشتی داد، آن هم با توجه به اینکه بسیاری از این آثار کوتاه، ماهیت تجربی دارند، گفت: هر یک از قالبهای تولید، بازار و چرخه اقتصادی خاص خود را دارند. برای مثال، زمانی که درباره سینما صحبت میکنیم، در واقع با مدل B2C (کسبوکار به مصرفکننده) مواجه هستیم و باید در نهایت مخاطب اصلی، یعنی فردی که قرار است بلیت خریداری کند، قانع شود. در حوزه سریال، شرایط متفاوت است و ما بیشتر با مدل B2B (کسبوکار به کسبوکار) مواجه هستیم چراکه در اینجا لازم است مدیر شبکه، مدیر پلتفرم یا مشاور مربوطه متقاعد شود تا اثر را خریداری کند. بنابراین، ارائه و پیچینگ باید به شکلی طراحی شود که این تصمیمگیرنده را قانع کند.
او در ادامه صحبتهای خود عنوان کرد: اما در مورد آثار کوتاه، چرخه اقتصادی پیچیدهتر میشود. پلتفرمهای VOD و اینترنتی معمولاً بر اساس «زمان» کسب درآمد میکنند و به همین دلیل، تمایل کمتری به سرمایهگذاری روی آثار کوتاه دارند. با این حال، برخی پلتفرمها و شبکهها، از جمله تلویزیونهای رایگان (FTV) یا حتی PTVها در سطح جهانی، وجود دارند که خریدار آثار هنری و کوتاه هستند. برای مثال، کشور فرانسه نمونهای قابل اشاره در این زمینه است. در نهایت باید بگویم رقابت در این فضا بسیار سنگین و دشوار است، اما به هر حال آنها خریدار آثار کوتاه باکیفیت هستند. بنده نمونههایی از آثار کوتاه ایرانی را میشناسم که توانستهاند در این بازارها به فروش برسند و حتی به ارقام قابل توجهی نیز دست پیدا کنند. با این حال، اگر بخواهیم واقعبینانه صحبت کنیم، معمولاً آثار کوتاه فاقد یک بیزینسپلن مشخص و مدون هستند و همین موضوع، مسیر تجاریسازی آنها را دشوار میکند.
این تهیهکننده در پایان با اشاره به اینکه مسیر بنیاد ملی پویانمایی امیدبخش است، بیان کرد: مسیری که بنیاد ملی پویانمایی آغاز کرده، از نظر من مسیری بسیار امیدبخش است و آینده روشنی میتواند در پیش داشته باشد. البته باید توجه داشت که این تنها یک شروع است. این رویداد، در صورت دستیابی به خروجیهای موفق، میتواند به رویدادی بسیار جذاب و اثرگذار تبدیل شود. من بهعنوان کوچکترین عضو جامعه انیمیشن، وظیفه خود میدانم که تمام تلاش خود را به کار بگیرم تا خروجیهای این رویداد بتوانند به یک نقطه عطف و نقطه امید برای سرمایهگذاریهای بعدی تبدیل شوند. بدیهی است هرچه این رویداد بتواند خروجیهای موفقتر و نتایج درخشانتری داشته باشد، به همان میزان قادر خواهد بود سرمایههای خصوصی بیشتری را جذب و به شکلگیری یک چرخه و اکوسیستم جدید برای جامعه انیمیشن کمک کند؛ اکوسیستمی که به اقتصاد واقعی متصل باشد و ارتباط مؤثری با بازار، بهویژه بازارهای بینالمللی، برقرار کند. از تمامی دستاندرکارانی که در این مسیر تلاش میکنند صمیمانه تشکر میکنم و برای همه آرزوی موفقیت دارم.